«سلام بر شما باشد!
پسران و دختران عزیزم، من ملکهٔ سلامت هستم. از آسمان آمدهام تا به همهی شمای عشق خود را بخشید. بسیارتان دوست دارم و نمی喚د که هیچکدام از شما برای همیشه گمشده شوند. دعا کنید. با دعا در برابر شیطان محافظت خواهید شد. میخواهم تمام نعمتهای خداوند را بر شما نازل کنم، اما شما به من گوش دهید، زندگی گناهکارانهی خود را رها کرده و از خطاهایتان بگذرید.
پسران و دختران عزیزم، آیا میدانید که خداوند و من را دوست دارید؟ آنگاه قربانیان بسیاری برای نجات روحها برگذارید و زندگی مقدسای داشته باشید. از این مکان دنیای تمام را مبارک میگویم. یک بوسهٔ عشق مادرانهام به همهی شما فرستادم. در نام پدر، پسر و روحالقدس تمامی شمای مبارک میکنم. آمین. خیلی زود دیدار خواهیم کرد!»
این شب، مریم دیگر یک پیام را منتقل کرده بود، دربارهی ظاهرشها در سراسر جهان سخن گفته بود:
«پسران و دختران عزیزم، در بسیاری از مکانها خودم را نشان دادهام، اما مردان کُرهاند. نمی�واند به من گوش دهند. تمام نعمتهای خداوند را بر مردمان نازل کردهام، اما آنان میخواهند آنها را قبول نکند. ببینید قلب بیداغم... (در این لحظه، مریم قلب بیداغ خود را نشان داد که بسیار نورانی بود و مانند یک شعله زنده درخشش داشت)... دیگر نمی�واند چنین نعمتهای بسیاری را نگهدارد؛ میخواهد آنها را بر همهی مردمان پخش کند. شعله عشق قلب بیداغم میخواهم با نعمتهایشان آنان را سوزاند. به همه بگویید که این نعمتهای بسیار را از دست ندهند. حقیقتاً در مونتیکیاری و فونتانله ظاهر شدهام، مانند گل سرخ مقدس. همانطور که در غیایه دی بوناته نیز ظاهر شدم و یک پیام ویژه برای تمامی خانوادهها دادم.»
من مادر کلیسا هستم و میخواهم همهی فرزندان کشیش من به درخواستهای مادریام گوش دهند. دوباره تمام شمای در نام پدر، پسر و روحالقدس مبارک میکنم. آمین. خیلی زود دیدار خواهیم کرد!»