خداوندم من پیش تو با ابر میآید. او میگوید: "تسبیح بر یسوع باشد. آه، سرانجام آمدهای، اگرچه بدون ترسیدگی، زیرا میدانی چه در دل من است. دوباره به اینجا آمدم تا تمام ستایش و احترام را برای یسوع، یسوع من بگویم."
"کودکی کوچک، ساعت بسیار پیش رفتهاست و بازو عدالت سنگین شدهاست. چقدر بارها این کلمات 'مدر مقدس در اینجا است' را شنیدی اما چند نفر آمدهاند؟ امروز، کلامهای من به تو تکرار شد. من موفق بودم که کسانی که پاسخ دادند را به اورشلیم جدید هدایت کنم که مقدس عشق است. بعضی از آنها وفادار به من و پیام من هستند. برخی یک بار باور داشتند اما اجازه دادند تا معیارها خاص در راه قرار بگیرند. دیگران مسیر متفاوتی انتخاب کردند."
"تا اینکه فرزندانشم فهمید که چقدر فوریتی در دعوت من وجود دارد، لازم است که این سال، یک قدم به عقب نهم و کنار بیایم. پس از ۱۲ دسامبر این سال دیگر علنی سخن نمی�دم. آن پیام آخری من برای همه مردم - تمام ملتها خواهد بود." ***
"من همچنان با تو شخصیانه صحبت میکنم و به تو ظاهر میشوم. یسوع پس از ۱۲ دسامبر شروع به پیامهای عمومی خواهد کرد. من در شبهای یکشنبه همراه پسرم برای ارائه برکت قلبها متحد شدهام، اما به مردم سخن نمی�دم. بعضی از شما بعد از آخرین پیام علنی من را در ملک fotograf خواهند گرفت. بسیاری پدیدهها افزایش و ادامه پیدا میکنند."
"اما پس از ۱۲ دسامبر این سال، دیگر هیچ پیامی برای مردم از مادر آسمانیشان نخواهد بود."
"یسوع به جمعیتهایی که در شب یکشنبه جمع میشوند سخن خواهد گفت، مانند حال حاضر، اما همچنین در شبهای چهارشنبه و پنجشنبه نیز."
"دخترم من از محل خارج نمیشوم. همیشه آنجا هستم. همیشه میان کسانی که دعا میکنند هستم. همیشه با تو به عنوان مادرت هستم. غمگین نباش، فرشتهام."
"چیزی در زندگی تو تغییر نخواهد کرد. من باید از چشم عموم کنار بیایم. باید اجازه دهم پسرم پادشاهی پدر را بر زمین بنهد."
"من برکتت میدهم."
***این مرجع به این مکان دعا مربوط است.