ماریام با لباس سفید میآید. او زیر پرده خود بسیاری دلهای کوچک دارد. او میگوید: "سلام، فرشتهام. من آمدهام تا تو را عمیقتر به راز قلبها متحد شدهٔ عیسی و مریم هدایت کنم. این دلهایی که تحت پوشش پرده محافظت من هستند، آنهاییاند که وقف و ترویج عبادت قلبهای ما متحد شدهاست."
"در این عبادت، جانها را به دیدن اینکه قلبهای ما هرگز جدا نیستند بلکه همیشه روحیاً با یکدیگر متصل هستند هدایت میکنم. قلبهای ما در عصر جدید صلح کنارهم حکمرانی نخواهند کرد، بلکه متحد و یکپارچه خواهند بود. برتری قلب پسر من همواره بالاتر از قلب بیعیبونقصهٔ من است. اما در نمایش کردن قلبهامان بهعنوان متحد شده، او دنیا را نشان میدهد که عشق الهی تنها با محبت مقدس قابل دسترسی است. زندگی در ارادهٔ خداوند توسط زندگی در محبت مقدس ممکن است. بنابراین، قبول انسان از محبت مقدس آن را کاملاً با خدای متحد میکند. بیشتر تعهدش به قدسیت اینگونه، عمیقتر اتحاد او با خدا خواهد بود."
"دلهایی که دنبال این اتحاد هستند تحت پوشش پرده محافظت مناند. پردهام تا زمانیکه در عشق شکست نخورد بر هرکسی باقی میماند. در گناه، پردهٔم شکسته شده و جان باید با تلاشهایش در محبت دوباره خود را زیر آن پوشاند. به ویژه حفاظتشده هستند کسانی که اتحاد قلبهامان را ترویج میکنند. من تو را مبارک میدهم."