مادر مبارکه با لباس نقرهای سفید حاضر است و دلش آشکار شده. اطراف او از چراغهای سفید تیزابنده پر بود. وی میگوید: "همهٔ ستایش به عیسی، فرزندان کوچک من. حالا برای همه کسانی که به مکان دعا ما خواهند آمد، خاصاً برای آنهایی که محبت ندارند، بپریم." ما دوعام کردیم.
"فرزندان عزیزم، امشب دوباره از شما میخواهم دل خود را به من تسلیم کنید. حالا در دلها و جهان بسیار رنج میبرید. دعوت میکنم که غیروههایتان علیه کسانی که به شما آسیب رساندند را کنار بگذارید. سپس میتوانم دلتان پر از محبت مقدس را به پسر عزیزم تقدیم کنم. بدین ترتیب، او میتواند از شمای ابزارش استفاده کند. امشب براتان تبارکهٔ محبت مقدس من را گسترش میدهم." وی رفت.