مادونا با لباس سفید حاضر است. اطراف او نوری براق وجود دارد. وی میگوید که چیزی برای نوشتن بیاورم و تقریباً من را به سمت بیرون راندهاست زیرا در رؤیای خود گیر افتاده بودم. وی میگوید: "من مریم، مادر عیسی مسیح هستم. فرزندان محبوب، قلبهای شما باید با عشق آتشین باشد تا کوچکترین شعلهای از عشق مقدس باشند. من میخواهم که قلب مادریام را تقلید کنید که به خاطر عشق مقدس در حال سوختن است. شما اغلب فکر میکنید که آنچه در دلها دارید مهم نیست - پنهان است. فکر نمی�بند کسی نمیداند. من به شما میگویم، عیسی و من قلبهای شماست را میدانیم؛ و وقتی عشق ندارید، ما میدانیم. سپس همه آنچه در دلهاشون هست بیرون ریخته شدهاست. اگر خشم یا تلخی باشد، آن هم اطراف شما است. اگر دزدیدهبودن باشد، جهان اطراف شما نیز دزدهداریست. اگر عاشقانه، شاد و آرام باشید، عیسی و من نزدیک به دنیا خواهیم بود و کمک میکنیم. این دلیل اینکه عیسی مرا نزد شماست فرستادهاست - تا از انتخاب عشق کمک کنید. لحظه حاضر زمانی است که خدا برای شما دادهاست تا عشقی داشتهباشید؛ و هنگامیکه عاشق هستید، فرزندان محبوب من، قلبهایتان در بهشت هستند." وی میرود.